تلخ و شیرین91.12.20
سلام مامی جون ورووجک خانوم امروز اتفاقات زیادی افتادبرامون بزار از کله سحر شروع کنیم تا شب ساعت 10.امروز من نوبت رنگ مو داشتم بخاطر همین 9صبح بیدارشدم و توهم که خود شیطونت بیدار شده بودی کمی بهت شیر دادم و مامیت عوض کردم و سایلای تو رو برای رفتن به خونه مامانم و وسایلای خودم برای رفتن به آرایشگاه آماده کردم بعد زنگ زدم آزانس و تو رو بردم خونه مامانم و خودمم رفتم آرایشگاه از ساعت 10 اونجا بودم تا ساعت 12 برابر موهامو فندقی و بلوطی ترکیبی زدم بعد آرایشگاه سریع اومدم خونه برنج گذاشتم و سبزی پاک کردم و لباسارو توی ماشین لباسشویی انداختم و حمام رفتم ولی تو تا شب ساعت 8 مهمون مامانم بودی نیاوردم خونه و بعد بابا اومو 2تن ماهی اورد و با ...
نویسنده :
مامی فریبا
1:03


